اخبار جمعیت طلوع بی نشان ها

مسعود ذات پرور یاور خونه مادری

بعضی آدم‌ها
بی‌صدا می‌اومدن،
بی‌صدا هم می‌رفتن،
اما اثرشون می‌موند.

مسعود،
از این نوع بود.

پارسال به عشق بچه‌های خونه مادری اومد.
وقت می‌ذاشت.
کنارشون می‌نشست.
بند کفش‌هاشون رو می‌بست.
می‌بردشون خرید.
با حوصله، با احترام، با مهر.

دلش می‌خواست
کودکیِ این بچه‌ها کمی سبک‌تر بگذره.

حالا جاش بین ما خالیه.
اما ردِ مهربونیاش
هنوز تو همین قاب‌هاست.
تو همین لبخندها.

بعضی آدما
با کارهاشون موندگار می‌شن.

یادش برای ما
یادِ یه یاور مهربونه.
راهشو میخوایم ادامه بدیم و جاشو پر کنیم.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *