۱۹ تیر, ۱۴۰۰

گرگ و میش(روایت تنهایی یک کارتن خواب)قسمت ۱ قصه الهام

گرگ و میش یعنی یه پات تو سیاهی باشه و یه پا تو سپیدی. یعنی شاید تنت رو سپرده باشی به تاریکی اما دلت هنوز با روشنیه. اما یه وقتایی تو همون گرگ و میش یه دستی از تو سپیده‌دم به سمت شب دراز می‌شه و می‌خواد که بکشتت تو دل نور. نوری که یعنی رهایی. نوری که یعنی امید. یعنی همه لالایی‌هایی که یه روز مادرای این سرزمین، بی اینکه فکر تاریک و روشن زندگی‌شون باشن، برای بچه‌هاشون زمزمه کردن. لالایی‌های تو بیابون.لالایی‌های زیر چادر …
گوش کن. هنوز هم می‌شه شنیدشون.

جهت مشاهده ویدیو در آپارات روی لینک کلیک نمائید.

اخبار طلوع بی نشان ها , , , , , , , , , ,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

SWITCH THE LANGUAGE
سبد همدلی