اخبار طلوع بی نشان ها

همراهی گروه همنشین با طلوع

همراهی‌های ارزشمند انسانهای شریفی که در تلخی و تاریکی روزگار کنار جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها هستند برامون نوره و روشنایی وقتی اعلام می‌کنید کنارمون هستید امید تو لحظه‌هامون جاری می‌شه قدردان مهر و حضور ارزشمند یاوران جدیدمون از گروه هم‌نشین هستیم

تاثیر جنگ بر زندگی کارتن خواب ها

شاید از بیرون که نگاه کنیم فکر کنیم جنگ برای آدمی که توی خیابونه فرقی نمی‌کنه… اما واقعیت اینه، برای کسی که سقف نداره صدای جنگ ترسناکتره و ترسی که تجربه می‌کنه عمیق‌تر و نا امنیش بیشتر… وقتی به هم خبر میدیم تو خونه بمونیم، اون سقف برامون امنیته، اما برای کارتن‌خوابی که سقفی نداره […]

پخش غذا آیین مهرورزی

در روزهایی که ترس و نا امنی همه کشور رو فرا گرفته بود همه تلاشمون رو کردیم که کنار بی خانمان هایی باشیم که بیشتر از همیشه تنها بودند. آیین مهرورزی، در دل همین روزها … غذای گرم به خیابون ها بردیم نه اینکه فقط یه وعده غذا براشون برده باشیم، برای اینکه بگیم تنها […]

پخت 2800 پرس سبزی پلو ماهی نوروز 1405

در دل روزهایی که مردم نگران تر از همیشه هستن به مهرتون سفره طلوع باز هم گسترده تر شد سبزی پلو ماهی شب عید نه فقط یه رسم قدیمیه بلکه نشونه ای از ادامه دادن زندگی از کنار هم ایستادن، از فراموش نکردنه یاورهای مهربون طلوع در دل همین روزهای سخت کنار هم موندن تا […]

توزیع بسته ارزاق نوروز 1405

هر سال پیش از آغاز سال جدید جمعیت طلوع بی نشان ها بسته های ارزاق را برای خانواده های تحت حمایت خود تدارک می بیند. در این روزهای سخت جنگ، به این خانواده ها سخت تر میگذرد و با اهدای این بسته ارزاق توانستیم کمک حالشان باشیم. قدردان بودنتون هستیم.

مسعود ذات پرور یاور خونه مادری

بعضی آدم‌ها بی‌صدا می‌اومدن، بی‌صدا هم می‌رفتن، اما اثرشون می‌موند. مسعود، از این نوع بود. پارسال به عشق بچه‌های خونه مادری اومد. وقت می‌ذاشت. کنارشون می‌نشست. بند کفش‌هاشون رو می‌بست. می‌بردشون خرید. با حوصله، با احترام، با مهر. دلش می‌خواست کودکیِ این بچه‌ها کمی سبک‌تر بگذره. حالا جاش بین ما خالیه. اما ردِ مهربونیاش هنوز […]

آبرسانی به روستای دهکندر

کاش غیرت شماها رو روی ایران داشتم کاش شهامت شماها رو داشتم کاش میمردم این روزها رو نمیدیدم. میدونم که اهریمن حریفتون نیست اما مگه به غیر زندگی کردن مگه چیز دیگه ای خواسته بودین از خدای خودم طلب بخشش میکنم وتا ابد شرمسار مردم ایرانم که چرا زنده ام شرمسارم

جمع آوری لباس گرم برای کارتن خواب ها

این روزها هوا فقط «سرد» نیست. برای بعضی آدم‌ها، جونشون در خطره. برای ما شاید زمستان یعنی لباس گرم‌تر، ولی برای کسی که شب را در خیابان می‌گذراند، سرما می‌تواند آخرین تجربه‌اش باشد. هر سال، در همین روزها، آدم‌هایی از شدت سرما جان‌شان را از دست می‌دهند؛ بی‌صدا، بی‌خبر، بی‌آن‌که کسی بداند یک کاپشن، یک […]

آبرسانی دومین روستا در روهگام

دست در دستِ هم اگر بدیم، کوه هم راه میاد با ما… رفقای مهرآبه… همین همراهی‌های به‌ظاهر کوچیک شما، همین بهای یک فنجون قهوه، اینجا تو بلوچستان داره می‌شه تیشه‌ای که دلِ سخت‌ترین مسیرها رو به همت مردم با غیرتش می‌شکنه بچه‌ها زیر آفتاب سوزان، با دست‌هایی پر از خاک و دل‌هایی پر از امید، […]